![]() |
28 آبان 1389 |
جوک قزوینی ۲
*** * * * * * * * * * * * * ***
* تو پلیس راه اتوبان قزوین یه کامیون رو نگه میدارن.میبینن شیشه سمت راننده بازه یه ...ونم ازش بیرونه!! خلاصه میرن جلو به راننده میگن که: مرتیکه فلان فلان شده.این چه وضع افتضاحیه!!! قزوینیه با تعجب میگه: کدام وضع بالام جان؟! مامورا شاکی میشن میگن خودتو به نفهمی نزن.این چیه از شیشه اومده بیرون؟!! قزوینیه میگه: شما هم منو ترسوندین! بالام جان این کان بچست!! گذاشتم تو راه تگری بشه بره قزوین بزنم تو رگ
*** * * * * * * * * * * * * ***
* یکروز یه قزوینی یه پیرمرد رو میبره مهدکودک و میگه : لطفا این پیرمرد رو برام خرد کنید
*** * * * * * * * * * * * * ***
* به قزوینیه گفتند با نمونه جمله بساز ، اونم گفت : مهمترین عضو بدن ، کونمونه
*** * * * * * * * * * * * * ***
* زنه یه قزوینی میره پیش دکتر و میگه اقای دکتر خسته شدم ..شوهرم همیشه از عقب منو می...نه دکتره میگه : این دفعه بگو حامله هستم و از عقب نمیشه شب زنه به قزوینیه میگه : از عقب نمیشه .. حامله ام قزوینی هم میگه خب از جلو می...نم بعد از نیم ساعت قزوینیه شاکی میگه بالام جان ... پس ...ون این بچه کو؟؟؟
*** * * * * * * * * * * * * ***
* شباهت قزوینیا با دکتر اطفال: هر دو تاشون بچه ها رو خوب میکنن
بقیه در ادامه مطلب ...
نظرات شما عزیزان: